تبليغاتX
::. بي تو هرگز مهرنوش ... .::

بي تو هرگز مهرنوش ...

: درباره وبلاگ

 

عشق تو را درسينه دارم
وحشتي از مردن ندارم
تا عشق تو را درسينه دارم
زندگيم را به پايت مي گذارم
تا عشق تو را درسينه دارم
عاشقانه دوستت مي دارم
مهرنوش


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384

 

: پیوندها

 

.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 
 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
عاشقانه

 آن شب كه صبح روشن اندامت
از آسمان آينه بر من طلوع كرد
شمع بلند قامت خلوتسراي من
از خجلت برهنگي خويش مي گريست
من در كنار او
از پرتو طلوع تو بي خواب مي شدم
سر در ميان موي تو مي بردم
بر سينه ي بلند تو مي خفتم
تا با تو در برهنه ترين لحظه هاي خويش
محرم تر از تمامي آيينه ها شوم
ميل هزار سال تو را دوست داشتن
در من نهفته بود
من از تب طلايي چشمانت
آهنگ تند نبض تو را مي شناختم
قلب شتابناك جهان در تو مي تپيد
من ، طعم تشنگي را در بوسه هاي تو
هر بار مي چشيدم وسيراب مي شدم
در آن شب سياه زمستاني
بازوي آتشين توگرماي روز را
بر پشتم از دو سوي گره مي زد
دست تو ، آفتاب بهاران بود
بر پشت سرد من
من از لهيب دست تو بي تاب مي شدم
 وقتي كه صبح پنجه به در كوبيد
انگشت هاي نرم تو چابك تر از نسيم
نازك ترين حرير نوازش را
بر پيكر برهنه ي من مي بافت
روح تو در تمام تن من
 از رشته هاي موي
 تا ريشه هاي دل جريان داشت
من ، شمع واژگون سحر بودم
من در تو مي چكيدم ، من آب مي شدم
اي مهربان دور
اكنون كه بر دو سوي جهان ايستاده ايم
 آيا تو را به خواب توانم ديد ؟
 يا در پگاه روشن بيداري
چون سايه در كنار تو خواهم خفت ؟
 آيا دوباره ، نام عزيزت را
در اوج لحظه هاي شگفت يگانگي
نجوا كنان به گوش تو خواهم گفت ؟
اي كاش در سياهي آن شب كه با تو رفت
 از بوي گيسوان تو مي مردم
 كاش آن شب از كرانه ي آغوشت
يكسر به بيكراني پرتاب مي شدم

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 26 آبان1384 توسط وحید  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

delnobahar