تبليغاتX
::. بي تو هرگز مهرنوش ... .::

بي تو هرگز مهرنوش ...

: درباره وبلاگ

 

عشق تو را درسينه دارم
وحشتي از مردن ندارم
تا عشق تو را درسينه دارم
زندگيم را به پايت مي گذارم
تا عشق تو را درسينه دارم
عاشقانه دوستت مي دارم
مهرنوش


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384

 

: پیوندها

 

.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 
 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
گفته بودی
 

گفتی :نبايد می رفتی .گفتم:نرفتم.ماندم...گفتی:به قهر رفتی.

گفتم:ديروز به تو نرسيده ام که امروز رفته باشم من از اغاز از نخستين ديدار در ناز تو مانده ام.گفتی :هوايم را از صدايت پر کردی ويک روز بی خبر صدا را بريدی و رقتی....گفتم: دور يا نزديک چه فرقی می کند اگر صدا را می شنوی .گفتی :نزديک بايد می آمدی گفتم:فاصله در نگاه ماست. اگر مرا نزديک تر می خوای با من حرکت کنی نايست.

با من بيا...

 گفته بودی می شوی شمع فروزانم چه شد؟

 گفته بودی  می شوی ماه شب تارم چه شد؟

 گفته بودی می شوی مرحم به زخمهايم چه شد؟

 گفته بودی راز دل با من بگو فاشش نکن!

 گفته بودی رازما راز دل است اخر چه شد؟

 گفته بودی مهرخوبان می شوم آخر چه شد؟

 گفته بودی مرا مرحم می شوی در زخم دل

 اشک ريختم ناله کردم زخم دل سامان نشد

 عهد بستی که مرا مرد سهرت می کنی

 امدم در باغ وگلزارت نگهبانت چه شد؟

 گفته بودی محرم رازم شوی آخر چه شد؟

  اشک ريختم ناله کردم زخم دل سامان نشد

| +| نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384 توسط وحید  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

delnobahar